خبرخون

امروز : پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶

آخرین بروز رسانی : لحظاتی پیش

خبرهای امروز : 776

«شب قدر» یعنی تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی برخورد منافقانه ترجیح دهیم

خبر خون، یک ربات جستجوگر اخبار است. خبرخون یک خبرگزاری نیست. از آنجا که نظارت انسانی برروی اخبار منتشر شده توسط خبرگزاری ها از طرف تیم خبر خون صورت نمی گیرد، در صورتیکه خبری باعث نقض حقوق شما شده است، لطفا با ما تماس بگیرید.
انتشار: منبع : فارس نیوز مشاهده خبر در سایت منبع
به اشتراک بگذارید:

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، شب قدر یعنی مانند فقیه مجاهد شهید دکتر بهشتی؛ شیفته خدمت باشیم نه تشنه قدرت. همه گاه و همه حال تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی برخورد منافقانه ترجیح دهیم. در زندگی دنبال کسانی حرکت کنیم که هر چه به جنبه های خصوصی تر زندگی ایشان نزدیک شویم، تجلی ایمان را بیش تر ببینیم. اصل آزادی را در درجه اول، آزاد شدن انسان از بندگی بدانیم. باور داشته باشیم که استوارترین پایه برای زندگی کردن آموختن اندیشیدن به انسان هاست.

*قدر دوم

شب قدر یعنی مانند استاد علامه شهید مطهری؛ آزادانه بیندیشیم تا بتوانیم مروج آزاداندیشی باشیم. مدام سفارش می کرد: هر مکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد، ناچار باید طرفدار آزادی اندیشه و آزادی تفکر باشد و بر عکس هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد، مانع آزادی اندیشه و تفکر می شود.

همچنین معتقد بودند: از آنجا که ماهیت این انقلاب ماهیتی عدالت خواهانه بوده است، وظیفه‏ حتمی همگی ما این است که به آزادی ها به معنای واقعی کلمه احترام بگذاریم. زیرا اگر بنا بشود حکومت جمهوری اسلامی، زمینه اختناق را به وجود بیاورد، قطعاً شکست خواهد خورد. البته آزادی غیر از هرج و مرج است و منظور ما، آزادی به معنای معقول آن است.

برای تشخیص حق از باطل معیار و میزان تعیین کردند: حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی شود شناخت. این صحیح نیست که تو اول شخصیت هایی را مقیاس قرار دهی و بعد حق و باطل را با این مقیاس ها بسنجی. اشخاص نباید مقیاس حق و باطل قرار گیرند. این حق و باطل است که باید معیار اشخاص و شخصیت آنان باشند. یعنی باید حق شناس و باطل شناس باشی نه اشخاص و شخصیت شناس. افراد را (خواه شخصیت های بزرگ و خواه شخصیت های کوچک) با حق مقایسه کنی، اگر با آن منطبق شدند شخصیت شان را بپذیری و الّا نه.

وی دو گروه را برای حال و مآل تشیع خطرآفرین می دانست: علی(ع) دو طبقه را سخت دفع کرده است: 1- منافقان زیرک 2 - زاهدان احمق. همین دو درس، برای مدعیان تشیع او کافی است که چشم باز کنند و فریب منافقان را نخورند، تیزبین باشند و ظاهربینی را رها نمایند.

ایشان حتی به برخی از هم کیشانش معترض بود و این نوع تقسیم کار روحانیت را بر نمی تابید: علمای شیعه و فقهای شیعه خود را نایب حضرت حجه بن الحسن(عجل الله تعالی فرجه) معرفی می کنند، ولی فقط در بعضی کارها نه در همه کارها. هر کاری که منفعت دارد و از آن کار پولی و مقامی در می آید، نیابت آن کارها را قبول دارند، مثل گرفتن وجوه و ولایت بر صغار و قُصّر و غُیَّب و افتاء و اقضاء و هر کاری که فقط زحمت و مجاهده می خواهد می گویند خود حضرت بیایند و آن کار را درست کنند. علی هذا بودجه مصالح عامه را آقایان می گیرند و به خود اصلاحات عمومی کاری ندارند و بلکه ایمان به آن کار هم ندارند و عقیده خلاف دارند و درست مثل قوم بنی اسرائیل می گویند: فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ.

*قدر سوم

شب قدر یعنی مانند متفکر و جامعه شناس معاصر دکتر شریعتی، هدفمان تجدید تولد اسلام باشد. از چه راهی؟ بازگشت به قرآن. کدام قرآن؟ قرآن علی(ع). شیعه را تنها علی وار بودن، علی وار اندیشیدن و علی وار احساس کردن معرفی نکنیم. بلکه حقیقت شیعه را علی وار خدمت کردن در برابر خدا و خلقش بدانیم.

اکنون نوبت من و توست که ابراهیم وار، اسماعیل برون و درون را بدو قربان کنیم. همان اسماعیلی که شاید مقام، پول، خانه ، خانواده ، علم، هنر، روحانی، جوانی و زیبایی باشد.

حقیقت تلخ همان مصلحت گویی خوشایند است و فریب دادن و دروغ بافتن و تأیید و تعریف کردن شیرین.

آری! او هشدار می داد که هرگز از دوباره جان گرفتن ابلیس بی جان شده غافل مباش که انقلاب پس از پیروزی نیز، همواره در خطر انهدام است، در خطر «ضد انقلاب» است. مارهای سرکوفته، در گرمای فتح و غفلتِ جشن و غرورِ قدرت، باز سر بر می دارند، رنگ عوض می کنند. نقاب دوست می زنند، از درون منفجر می کنند، غاصب همه دستاوردهای انقلاب می شوند و میراث خوار مجاهدان و تعزیه خوان شهیدان!

تکیه گاهش در برابر استعمار و امپریالیسم سرخ و سیاه «ملیت» بود. در برابر سلطه فرهنگی غرب، «تاریخ و فرهنگ خودش» و در برابر ایدئولوژی مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم و... و همه موج ها یا جریان های ایدئولوژیک گذشته و حال؛ «اسلام».

از آزادی به عنوان اساسی ترین حقوق انسان یاد می کرد و هماره می گفت: من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.

آری! شب قدر یعنی اندیشه های بهشتی سیرت، مطهر زیستن و شریعت اندیش را بشناسیم و بشناسانیم.

یادداشت از: عزیز آذین فرد فعال فرهنگی

انتهای پیام/                                                

 

نظر خود را بنویسید

با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 1382/10/17 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت خبرخون مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر می باشد، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است